کاش نمی ترسیدم
کاش نمی ترسیدم فریاد می زدم .
کاش نمی دانستم چیزهایی را که می دانم
کاش نمی فهمیدم...
از نوشتن هم می ترسم...
پ.ن :جون هرکی دوست داری موضوع رو عشقولانه ش نکن.گم شدنم هم ربطی به عشق (همون که می گن مثل کشک و دوغه ) نداشت.
+نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت6:50 قبل از ظهرتوسط عسل |


